السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

25

تفسير الميزان ( فارسي )

مىآيد ، به ياد آن عزيز نيز بيفتند . عين اين منظور را در نامگذاريها رعايت مىكنند ، مثلا مىشود كه مولودى كه برايشان متولد مىشود ، و يا خانه ، و يا مؤسسه اى كه بنا مىكنند ، بنام محبوبى و يا عظيمى نام مىگذارند ، تا آن نام با بقاء آن مولود ، و آن بناى جديد ، باقى بماند ، و مسماى اولى به نوعى بقاء يابد ، و تا مسماى دومى باقى است باقى بماند ، مثل كسى كه فرزندش را به نام پدرش نام مىگذارد ، تا همواره نامش بر سر زبانها بماند ، و فراموش نشود . اين معنا در كلام خداى تعالى نيز جريان يافته ، خداى تعالى كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده ، تا آنچه كه در كلامش هست مارك او را داشته باشد ، و مرتبط با نام او باشد ، و نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مؤدب كند ، و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده ، آن را با نام وى آغاز نموده ، مارك وى را به آن بزند ، تا عملش خدايى شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد ، و مقصود اصلى از آن اعمال ، خدا و رضاى او باشد ، و در نتيجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند ، چون به نام خدايى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد . خواهيد پرسيد كه دليل قرآنى اين معنا چيست ؟ در پاسخ مىگوئيم دليل آن اين است كه خداى تعالى در چند جا از كلام خود بيان فرموده : كه آنچه براى رضاى او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بى اثر خواهد بود ، و نيز فرموده : به زودى بيك يك اعمالى كه بندگانش انجام داده مىپردازد ، و آنچه به احترام او و به خاطر او انجام نداده‌اند نابود و هباء منثورا مىكند ، و آنچه به غير اين منظور انجام داده‌اند ، حبط و بى اثر و باطل مىكند ، و نيز فرموده : هيچ چيزى جز وجه كريم او بقاء ندارد ، در نتيجه هر چه به احترام او و وجه كريمش و به خاطر رضاى او انجام شود ، و به نام او درست شود باقى مىماند ، چون خود او باقى و فنا ناپذير است ، و هر امرى از امور از بقاء ، آن مقدار نصيب دارد ، كه خدا از آن امر نصيب داشته باشد . و نيز اين معنا همانست كه حديث مورد اتفاق شيعه و سنى آن را افاده مىكند ، و آن اين است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : ( هر امرى از امور كه اهميتى داشته باشد ، اگر به نام خدا آغاز نشود ، ناقص و أبتر مىماند ، و به نتيجه نمىرسد ) « 1 » و كلمه ( ابتر ) به معناى چيزيست كه آخرش بريده باشد . از همين جا مىتوانيم بگوئيم حرف ( باء ) كه در اول ( بسم اللَّه ) است ، از ميان معناهايى كه براى آنست ، معناى ابتداء با اين معنايى كه ما ذكر كرديم مناسبتر است ، در نتيجه معناى جمله اين مىشود : كه ( من به نام خدا آغاز مىكنم ) .

--> 1 - تفسير صافى ج 1 ص 52